



سابقه تاریخی سیاسی ایالات متحده آمریکا مملو از جنایات متعدد و شرم آور علیه بشریت است. از نابودی و قتل عام بومیان آمریکا تا جنگ های جهانی، انفجارهای هسته ای ژاپن، جنگ های نیابتی مانند جنگ کره، کودتاهای متعدد در کشورهای مختلف جهان و تلاش برای سرنگونی حکومت های مستقل و مردمی و ... بخشی از کارنامه سیاه آمریکا در زمینه حقوق بشر و دموکراسی است.
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، آمریکا شدیدترین حملات خود را در زمینه های مختلف علیه ملت و نظام سیاسی ایران به کار گرفت. این کشور آرمان خود را نابودی انقلاب اسلامی عنوان کرده و در این راستا استراتژی های متعددی را در ادوار مختلف پیاده نموده است.
امام خمینی ، آمریکا را شیطان بزرگ، استکبار جهانی، و تروریسم نامید. این نامگذاری بدین معناست که جهانیان تنها زمانی می توانند به صورت عادلانه و آزادانه رندگی کنند که با شیطان با هدف برقراری حقیقت و عدالت و دستیابی به آزادی ، مبارزه کنند. بنابراین، گفتگو و مذاکره با شیطان نمی تواند امنیت ساز و تأمین کننده منافع ملی باشد.
در سال های اخیر، عده ای در قلب حکومت ایران، با عناوین مختلف تلاش داشته اند تا چهره شیطان بزرگ را بزک کرده و برای آن قداست آفرینی کنند. این افراد بجای استفاده از مفهوم شیطان بزرگ؛ از مفهومی تحت عنوان کدخدا و یا جامعه جهانی استفاده می کنند. معنای این مفاهیم این است که آمریکا دیگر شیطان بزرگ نیست و کدخدا بودن یا جامعه جهانی بودن آن به معنای رسمیت و مشروعیت یافتن سیاست های این کشور است. حسن روحانی (رئیس جمهور) کسی است که از واژه کدخدا و جامعه جهانی استفاده می کند.
تماس تلفنی حسن روحانی با اوباما (نماینده شیطان بزرگ)، قدم زدن ، مصافحه (دست دادن) ظریف (وزیر خارجه) و بیانات متعدد مشاوران و تیم همراه و پشتیبان روحانی در زمینه لزوم همراهی و همکاری با آمریکا به ویژه دفاع عجیب آنها از توافق فاجعه بار وین (برجام) که خطرات متعدد امنیتی را متوجه ایران می سازد، نمونه هایی از پروژه پیروی از شیطان است. این در حالی است که حسن روحانی و تیم همراهش، همه مراحل این پروژه را تصادفی و غیر منتظره لقب داده اند. و گاهی حتی اینگونه روابط را لازم و حیاتی می دانند.
حسن روحانی در حالی از آمریکا تحت عنوان کدخدا یا جامعه جهانی یاد می کند که شدیدترین مواضع را علیه نیروهای انقلابی اتخاذ کرده و از آنها تحت عنوان تندرو، عقب مانده تاریخی، بیسواد و ... یاد می کند.
روحانی در حالی از اجبار ایران به مذاکره و لزوم بازگشت پذیری در زمینه هسته ای و اعتماد به آنچه که وی جامعه جهانی می نامد(آمریکا)، سخن می گوید، که مقام معظم رهبری بارها و بارها از بدبینی به آمریکا و لزوم توجه به نیروهای داخلی، اقتصاد مقاومتی و مبارزه با شیطان بزرگ سخن گفته و مسیر واقعی را ترسیم کرده اند. ایشان حتی در زمینه مذاکرات هسته ای بدبینی خود به آمریکا و نوع مذاکرات را اعلام داشته و خطوط قرمز مذاکرات را ترسیم نمودند.
اما متاسفانه در یک مخالفت آشکار، در مذاکراتی که به برجام منتهی شدف همه خطوط قرمز مقام معظم رهبری درنوردیده گردید و روحانی و تیم همراهش قبل از اینکه برجام فرآیند قانونی خود را طی کند، از برنامه های پسا توافق یاد کردند. این مسئله یعنی اجبار ایران به پذیرش شرایط سخت و ضد امنیتی برجام که باعث وابستگی اقتصادی نیز می گردد. در مسیر تصویب برجام در مجلس نیز افرادی مانند علی لاریجانی با حمایتی آشکار تلاش داشت برجام را به تصویب نمایندگان برساند.
در راستای فرآیند تنش زدایی روحانی و تیم فکری همسو با وی در ارتباط با آمریکا و تعقیب پروِژ ه همسویی با آمریکا ، برجام بدون برداشته شدن تحریم ها و با محدودیت های شدید برای ایران به امضاء رسید. عده ای از نمایندگان مجلس نیز با رای دادن به آن عملا با دولت لیبرال مسلک ایران در راستای فشار و محدودیت بر ایران همراهی کردند. این اقدام به عنوان پروژه ای در راستای استحاله نظام محسوب می گردد که در صورت تداوم از یک سو باعث ایجاد تفرقه در داخل گردیده و توان امنیتی و اقتصادی کشور را تنزل می دهد و از سوی دیگر، برگ های برنده متعددی را در اختیار آمریکا قرار می دهد تا ایران را در فشار قرار دهد.