راهبرد آمریکایی حسن روحانی ...
در این چارچوب افرادی نظیر «جوزف لیبرمن» (سناتور یهودی دموکرات)، «جیمز وولسی» (رئیس سابق سیا)، «ایلان برمان» (معاون سیاست گذاری شورای سیاست خارجی آمریکا)، «مارک پالمر» (سفیر سابق آمریکا در مجارستان)، «دانیل پلتکا» (معاون مطالعات امور دفاعی و سیاست خارجی مؤسسه اینترپرایز)، «الیوت کوهن» (مبتکر نظریه جنگ چهارم جهانی)، «فرانک گفنی» (مدیر مرکز سیاست امنیتی)، «دانیل پایپس» (سردبیر فصلنامه خاورمیانه) و «مارشال بریت» (پژوهشگر مؤسسه شورای سیاست خارجی آمریکا) معتقدند که باید ایران را به انزوا کشاند و برای ایجاد تصویر یک بازیگر مخل از آن در سطح جهانی، فعالیت نمود. زیرا تنها در این صورت است که امکان تحریک افکار عمومی بین المللی و افکار عمومی داخلی آمریکا برای اعمال فشارهای هرچه بیشتر بر آن دولت مهیا خواهد شد
مؤسسه چاتم هاوس در تحلیلی بر فعالیت های هسته ای ایران، به ارائه پیشنهادها و راهکارهایی برای مقابله با هسته ای شدن ج.ا.ایران می پردازد که برخی از مهمترین این پیشنهادها به قرار ذیل است:
1+5 تمایل دارند تا برخی اهرم های فشار را حتی پس از توافق حفظ کنند. زیرا این اهرم های فشار برای اطمینان از پایبندی ایران به راه حل جامع لازم و ضروری است. این فرآیند وجود خواهد داشت تا جامعه بین المللی در نهایت بتواند تحریم های مربوط به هسته ای را تعلیق نماید. 1+5 باید شک خود را نسبت به نیات ایران حفظ کند و بر تعلیق ظرفیت های ایران تأکید کند. در اینصورت 1+5 مجبور به پذیرش مجدد ظرفیت های تعلیق شده نخواهد بود.
1+5 باید تلاش کند تا ایران محدودیت های شدیدی را در زمینه ظرفیت غنی سازی بپذیرد. این فرآیند (پذیرش محدودیت) باید برای طولانی مدت تداوم داشته باشد. در این زمینه برخی تحلیل ها از مدت بیست ساله خبر می دهند.
آمریکا و کشورهای اروپایی باید ایران را تحت فشار قرار دهند تا این کشور تعداد سانتریفیوژهایی را که در راستای شکاف مواد فعال هستند، به تعداد بسیار اندکی کاهش دهد. همچنین ایران باید توسعه مدل های پیشرفته و نسل جدید سانتریفیوژها را متوقف کند.
در این زمینه «مرکز امنیت جدید آمریکا» در گزارشی با عنوان «خطر و رقابت» به عنوان بخشی از یک پروژه یک ساله به بررسی موضوع هسته ای ایران می پردازد و نتیجه می گیرد که:
ایالات متحده و اسرائیل باید به جلوگیری از هدر رفت زمان در مراحل گزینه های دیپلماتیک اقدام کنند. بهترین پیامد دیپلماتیک آن خواهد بود که ایران به برگشت پذیری در پیشرفت های هسته ای خود اقدام نماید. با این حال باید سیاستگذاران به تلاش های پیشگیرانه برای رسم خطوط قرمز دیپلماتیک جهت پایان دادن ایران به همه فعالیت های غنی سازی داخلی اورانیوم در مذاکرات شدت بخشند. علاوه بر این، ایالات متحده و شرکای آن باید به دنبال راه حل های دیپلماتیک برای ایجاد فشار بر ایران جهت پذیرش تعهدات بین المللی باشند. چهار شرط در مذاکرات به این صورت هستند:
- همه گزینه های غیر نظامی رو به اتمام است،
2. حرکت ایران به سمت ساخت تسلیحات هسته ای است،
3. انتظار معقول و منطقی این است که برنامه هسته ای ایران راه بازگشت را پیگیری کند،
4. به اندازه کافی ائتلاف بزرگ بین المللی برای مهار ایران و ایجاد مانع برای بازسازی برنامه هسته ای خود در دسترس است.
«مؤسسه تحقیقاتی هادسون» و «انستیتوی سیاست خارجی» به طرح این ایده می پردازند که:
«دولت آمریکا باید حداکثر توان خود را برای بی اثر کردن تبلیغات جمهوری اسلامی ایران به کار بندد تا حمایت داخلی خود را در ایران از دست بدهد. «ریچارد آرمیتاژ» معاون اسبق وزیر امور خارجه آمریکا و «مارک پالمر» از حامیان این دیدگاه هستند و تنها راه سرنگون کردن نظام جمهوری اسلامی ایران را پیگیری مکانیسم های «جنگ نرم» با استفاده از سه تاکتیک «دکترین مهار»، «نبرد رسانه ای» و «ساماندهی یا پشتیبانی از نافرمانی مدنی» می دانند. این گروه بر تأثیر ابزارهای رسانه ای تأکید دارد و از رسانه هایی چون«صدای آمریکا» و «رادیو فردا» به عنوان ابزار خنثی کردن اقدامات جمهوری اسلامی ایران یاد می کند».
مؤسسه رند در تحلیلی بر فعالیت های هسته ای ایران و لروم مقابله با آن چنین گزارش می دهد:
«یک ایران هسته ای به عنوان یک چالش اساسی، جدی و ایدئولوژیک برای دولت یهودی مطرح است. رهبران آمریکا باید همچنان به تقویت همکاری های امنیتی و اطلاعاتی مشترک با اسرائیل پرداخته و در برابر اقدامات ایران تلاش نماید تا ظرفیت های ایران را کاهش دهد و در برابر گسترش قدرت و نفوذ منطقه ای ایران سد ایجاد نموده و این کشور را منزوی سازد. ایالات متحده همچنین باید از طریق دیپلماتیک سیاست تعامل و تحریم را در دستور کار قرار داده و ساخت سلاح های هسته ایدر ایران را تحت تأثیر قرار دهد».
«مؤسسه رند» در پاسخ به این سؤال که، آیا ایالات متحده و متحدان آن قادر خواهند بود از عبور ایران از آستانه هسته ای جلوگيري كنند؟، چنین پاسخ می دهد:
ایالات متحده می تواند زمینه را برای تغییر مثبت سیاسی در ایران فراهم نمايد. تحریم های اقتصادی برای نفوذ در تصمیم گیری ایران در کوتاه مدت بعید است كه نتيجه دهد، اما می تواند پیشرفت هسته ای ایران را متوقف کند. استراتژی چانه زنی ایالات متحده با ایران برای موفقیت دور از انتظار استاما ادامه مذاکرات حتی در نبود توافق، می تواند در دراز مدت از تغییرات سیاسی در ایران حمایت كند.
«آنها تأکید می کنند که دیپلماسی و تحریم اقتصادی بهتر از اقدام نظامی برای جلوگیری از ظهور یک ایران مجهز به سلاح اتمی است. بدین وسیله امنیت اسرائیل به وسیله همکاری بیشتر نظامی آمریکا بهتر حفظ می گردد. در این برهه از تاریخ، هدف اصلی از سیاست های غربی باید بر مبنای منصرف کردن ایران از آزمایش و گسترش سلاح های هسته ای باشد. انجام این کار به این امر وابسته است که تلاش های مقامات غربی به افزایش انزوای ایران، کاهش نفوذ آن، و افزایش آسیب پذیری رژیم برای تغییر در داخل هدایت شود. ایالات متحده آمریکا نه تنها باید به برنامه هسته ای ایران توجه نماید بلکه به مسائلی مانند نقض حقوق بشر در ایران بپردازد و این تفکر را رواج دهد که ایالات متحده به ایران به عنوان یک مشکل نگاه نمی کند بلکه به عنوان یک کشور به آن اهمیت می دهد. سیاست کنونی آمریکا یعنی سیاست تحریم حتی در صورتی که ایران مجبور به عقب نشینی از برنامه هسته ای خود گردد باید ادامه یابد(حتی اگر دولت اوباما به ایران اجازه غنی سازی اورانیوم با خلوص 5 درصد را دهد که برای استفاده های غیر نظامی است). این امر می تواند بر روی طیف های سیاسی ایران اثر گذاشته و آنها را وادار کند تا از تمام فعالیت های هسته ای خود دست بکشند».
ادامه سیاست تعامل و تحریم که ممکن است بر بحث های داخلی ایران تاثیر گذارد. این که ایران لزوما قصد دستیابی به سلاح های هسته ای در برنامه هسته ای خود نیست،این که ایران در حال توسعه دانش و زیرساخت ها است و قصد دارد برنامه هسته ای خود را در حد مجاز نگه دارد، تصمیم هایی هستند که محاسبات هزینه و سود تحت تاثیر فشارهای آمریکا در اتخاذ آنها می تواند مؤثر باشد.
نویسندگان این مؤسسه در راستای طرح منزوی سازی و کاهش تدریجی ظرفیت های استراتژیک ایران پیشنهاد کرده اند که:
ایالات متحده می تواند مدیریت رقابت میان اسرائیل و ایران را بر عهده بگیرد و مانع از درگیری نظامی گردد. برای اسرائیل این به معنی تقویت قابلیت های نظامی است و برای ایران به معنای منصرف کردن این کشور از برنامه هسته ای خود است. اگر چنین طرحی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح های هسته ای شکست بخورد، ایالات متحده آمریکا باید:
مانع فشار افکار عمومی بر اسرائیل گردد چرا که فشار افکار عمومی بر اسرائیل نتیجه معکوس داشته و اسرائیل را منزوی خواهد کرد.
ادامه و تقویت همکاری های امنیتی و اطلاعاتی مشترک آمریکا با اسرائیل، به صورتی که برای عموم مردم قابل مشاهده باشد.
افزایش درک علل و چگونگی بازدارندگی بین اسرائیل و ایران. موسسات غیر دولتی در ایالات متحده می بایستی سناریوهای جنگی مربوط به اسرائیل و ایران را بررسی نموده و مراحل سیاسی و نظامی این بازدارندگی را بررسی کنند.
تشویق ارتباط مستقیم بین اسرائیلی ها و ایرانی ها از طریق گفتگوهای دیپلماتیک. این امر هرچند در آینده نزدیک در سطوح رسمی امکان پذیر نیست، اما از طریق منابع غیر رسمی و کارشناسان امنیتی اسرائیل و ایران امکان پذیر است.
ادامه سیاست تعامل و تحریم که ممکن است بر بحث های داخلی ایران تاثیر گذارد. این که ایران لزوما قصد دستیابی به سلاح های هسته ای در برنامه هسته ای خود نیست،این که ایران در حال توسعه دانش و زیرساخت ها است و قصد دارد برنامه هسته ای خود را در حد مجاز نگه دارد، تصمیم هایی هستند که محاسبات هزینه و سود تحت تاثیر فشارهای آمریکا در اتخاذ آنها می تواند مؤثر باشد.
یکی از حالاتی که باید مورد نظر اسرائیل باشد این است که جمهوری اسلامی با نارضایتی عمومی گسترده و عمیق تر شدن شکاف های داخلی مواجه است. تحولات داخلی می تواند بر رقابت اسرائیل و ایران و سیاست ایالات متحده به طور قابل توجهی تأثیر گذاشته و آن را تغییر دهد. به طور خاص، ایالات متحده باید نه تنها در برنامه هسته ای ایران، بلکه در مورد مسائلی از جمله موارد نقض حقوق بشر در ایران تمرکز کند.
در بخشی از گزارش پیشنهادی مؤسسه بروکینگز تحت عنوان «جاده همزیستی، یک سیاست جدید آمریکا در قبال ایران» مشاهده می کنیم که این مؤسسه خواستار آن شده دولت آمریکا از میان گزینه های تغییر رژیم، حمله نظامی، منزوی سازی و برقراری رابطه با جمهوری اسلامی؛ گزینه چهارم را مدنظر قرار دهد و در راه اجرای آن، هفت مسأله عمده زیر را در نظر بگیرد:
1. مذاکره درباره مسائل حساس مانند از سر گیری روابط دیپلماتیک، مسأله پرونده هسته ای، امنیت خلیج فارس و عراق، و مسائل گسترده تر بین المللی، بدون آنکه هیچ کدام از این مذاکرات را به دیگری وابسته سازد.
2. تعیین فردی مشخص در وزارت خارجه آمریکا جهت ایجاد هماهنگی در تلاش های دیپلماتیک در قبال ایران.
3. رفع ممنوعیت ارتباط مستقیم میان مقام های آمریکایی و ایرانی و عادی سازی روابط دیپلماتیک در سطوح پائین (تا دولت آمریکا با مقام های ایرانی آشنا شود و درک بهتری از چگونگی تحولات سیاسی در میان ایرانیان پیدا کند).
4. برخورد با ایران به عنوان «یک عامل واحد» به جای تلاش برای رو در رو قرار دادن گروه های مختلف در ایران و مدنظر قرار دادن این مسأله که بدون تأیید رهبری ایران هیچ تغییری در مسائل اصلی با آمریکا حاصل نخواهد شد.
5. یافتن میانجی مؤثر که بتوانند میان دولت آمریکا و حلقه مرکزی اطراف رهبری و رئیس جمهور ایران پل ارتباطی ایجاد کنند.
6. تمرکز بر روی برنامه هایی که تماس و ارتباط میان مردم دو کشور را ترغیب می کنند و تلاش برای کاستن از وجهه مداخله جویانه آمریکا.
7. درک این مسأله که فرآیند برقراری رابطه با ایران طولانی و تحت تأثیر روابط داخلی ایران و زمینه های منطقه ای خواهد بود. دولت آتی آمریکا باید برای ایجاد یک روند صعودی و حفظ آن، از موقعیت ها استفاده کند، بحران را مدیریت نماید و در تعیین مسیر در بحث های داخلی در آمریکا و موضوعات مربوط به «منافع و نگرانی های متحدان ایالات متحده» دقت کند.
هدف واقعی ایالات متحده تغییر رژیم ایران است اما آنها بر این اعتقادند که برای رسیدن به این هدف، ایران باید در درجه اول از تولید سلاح های هسته ای محروم گردد. به اعتقاد آمریکایی ها، ایران در تلاش است تا با استفاده از توانایی های هسته ای این هدف ایالات متحده را خنثی سازد. لذا دیپلماسی ایالات متحده که از زمان پیدایش بحران در سال 2002 آغاز شده است بر مبنای منزوی کردن استوار بوده و ادامه خواهد یافت. این تلاش ها بر سازمان هایی مانند سازمان ملل متحد ، آژانس بین المللی انرژی اتمی، اتحادیه اروپا و احتمالا ناتو تمرکز دارند. به طور خاص، دولت اوباما ممکن است برای تحمیل تحریم های شدیدترعلیه ایران از شورای امنیت سازمان ملل متحد و ادامه همکاری با کشورهای دیگر درگیر در بحث هسته ای(روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا و آلمان) استفاده کند.
بنابراین ایالات متحده آمریکا برای بازگشتن ایران از سیاست های هسته ای خود ، راهبردهای مختلفی را تدارک دیده است تا از این طریق بتواند ظرفیت های استراتژیک ایران را توسط خود ایرانیان و مسئولین سیاسی این کشور کاهش دهد. در برهه حاضر نیز که مذاکرات هسته ای در جریان است ، دولت آقای روحانی تیم مذاکره کننده را به ریاست آقای ظریف راهی مذاکره با 1+5 کرده است. تا کنون یک سند مهم تحت عنوان توافقنامه ژنو امضاء گردیده و چارچوب توافقنامه نهایی نیز تحت عنوان بیانیه لوزان انتشار یافته است که با بررسی دقیق آن می توان خط عقبگرد خودخواسته هسته ای توسط تیم مداکره کننده با پشتیبانی حسن روحانی را مشاهده نمود.
نمود عینی عقبگرد خودخواسته تیم سازش حسن روحانی را می توان در عقد توافق جامع مشاهده نمود. عقد این توافقنامه ترمز شدیدی بر صنایع هسته ای ایران زده و حتی مشکلات امنیتی را برای کشور رقم خواهد زد. در این توافقنامه که برخی از بندهای آن در ذیل خواهد آمد، عقب سازش عجیب و دور از منطق تیم مذاکره کننده روحانی را شاهد هستیم:
غنیسازی
– تعداد سانتریفیوژهای ایران از 19000 کنونی به 6104 دستگاه میرسد، که در 10 سال آینده تنها 5060 عدد از آنها اورانیوم غنیسازی خواهد کرد. تمامی سانتریفیوژها از نوع IR-1 خواهد بود.
– ایران موافقت کرده دستکم به مدت 15 سال، بالای 3.67درصد غنیسازی نکند.
– ایران موافقت کرده است که به مدت دستکم 15 سال، ذخایر اورانیوم غنیشده خود را از مقدار 10000 کلیوگرم کنونی، به 300 کیلوگرم کاهش دهد.
– تمامی سانتریفیوژهای اضافی ایران تحت نظارت آژانس ذخیره شده و تنها برای جایگزینی سانتریفیوژهای فعال مورد استفاده قرار میگیرند.
– ایران موافقت کرده است که تا 15 سال هیچ تأسیسات غنیسازی تازهای نسازد.
– زمابندی گریز ایران (زمانی که طول میکشد ایران مواد غنیشده کافی برای یک سلاح داشته باشد) در حال حاضر بین 2 تا 3 ماه ارزیابی میشود. این زمانبندی ذیل این چارچوب، برای دستکم 10 سال، به دستکم یک سال افزایش مییابد.
ایران تأسیسات خود در فردو را تبدیل میکند، به نحوی که دیگر برای غنیسازی اورانیوم به کار نرود
– ایران موافقت کرده تا به مدت دستکم 15 سال در تأسیسات فردو غنیسازی اورانیوم انجام ندهد.
– ایران موافقت کرده تا تأسیسات فردو را به نحوی تبدیل کند که تنها برای اهداف صلحآمیز به کار گرفته شود (به مرکز تحقیقات هستهای، فیزیک، فناوری)
– ایران موافقت کرده تا دستکم به مدت 15 سال در فردو تحقیقات و توسعه مرتبط با غنیسازی اورانیوم انجام ندهد.
– ایران به مدت دستکم 15 سال هیچ مواد شکافتپذیری در فردو نخواهد داشت.
– تقریبا دو سوم سانتریفیوژها و زیرساختهای فردو حذف خواهد شد. سانتریفیوژهای باقیمانده نیز اورانیوم غنی نخواهد کرد. تمامی سانتریفیوژها و زیرساختهای مربوطه تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار میگیرد.
ایران برای 10 سال، تنها در تأسیسات نطنز و با تنها 5060 سانتریفیوژ نسل اول (IR-1) اورانیوم غنیسازی میکند.
– ایران موافقت کرده تا برای 10 سال، تنها با استفاده از سانتریفیوژهای نسل اول خود (IR-1) در نطنز غنیسازی کرده و تمامی سانتریفیوژهای پیشرفته خود را برمیدارد.
– ایران 1000 سانتریفیوژ IR-2M خود را که در حال حاضر در نطنز نصب شده، برداشته و به مدت 10 سال آنها را در انبار تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار میدهد.
– ایران برای دستکم 10 سال از مدلهای IR-2، IR-4، IR-5، IR-6 یا IR-8 برای تولید اورانیوم غنیشده استفاده نمیکند. ایران بر اساس یک زمانبندی و مولفههایی که با 1+5 مورد توافق قرار میگیرد، با سانتریفیوژهای پیشرفته خود، فعالیتهای تحقیقات و توسعه خواهد داشت.
– برای 10 سال، غنیسازی و تحقیقات و توسعه غنیسازی محدود خواهد بود، تا از زمان گریز یک ساله اطمینان حاصل شود. پس از 10 سال، ایران به طرح غنیسازی و تحقیقات و توسعه غنیسازی که به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه شده و مطابق با برنامه اقدام مشترک جامع و ذیل پروتکل الحاقی مقید خواهد بود، که منجر به محدودیتهای مشخص بر ظرفیت غنیسازی میشود.
بازرسی و شفافیت
آژانس بینالمللی به تأسیسات هستهای ایران، از جمله به تأسیسات غنیسازی این کشور در نطنز و تأسیسات غنیسازی پیشین آن در «فوردو» دسترسی منظم خواهد داشت و در این راستا از پیشرفتهترین و مدرنترین فناوریهای نظارتی استفاده خواهد کرد.
– بازرسها به زنجیره تأمین که پشتیبان برنامه هستهای ایران است، دسترسی خواهند داشت. سازوکارهای بازرسی و شفافیت جدید با نظارت دقیق بر اجزا و مواد هستهای ایران از انحراف این برنامه به سمت برنامهای مخفیانه جلوگیری خواهد کرد. بازرسها به زنجیره تأمین که پشتیبان برنامه هستهای ایران است، دسترسی خواهند داشت. سازوکارهای بازرسی و شفافیت جدید با نظارت دقیق بر اجزا و مواد هستهای ایران از انحراف این برنامه به سمت برنامهای مخفیانه جلوگیری خواهد کرد.
– بازرسها به معاون اورانیوم دسترسی خواهند داشت و در کارخانههای اورانیوم که ایران به مدت 25 سال اقدام به تولید کیک زرد کرده پایش مستمر انجام خواهد داد.
– بازرسها از روتورهای سانتریفیوژ ایران نظارت مستمر به عمل خواهند آورد و تأسیسات تولید و ذخیره اورانیوم ایران را برای 20 سال در معرض نظارت قرار خواهند داد. پایگاه ساخت سانتریفیوژ ایران متوقف شده و تحت نظارت مستمر قرار خواهد گرفت.
– تمامی سانتریفیوژها و زیرساختهای برداشته شده از فوردو و نطنز تحت نظارت مستمر آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار خواهند گرفت.
– یک کانال تدارکاتی انحصاری به منظور نظارت و تأیید تک تک موارد مربوط به تأمین، فروش و انتقال مواد و فناوریهای هستهای و مواد دارای استفادههای دوگانه به ایران ایجاد خواهد شد.
– ایران با اجرای پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی موافقت کرده که به آژانس امکان اطلاعات و دسترسی بیشتر به برنامه هستهای ایران، هم در تأسیسات اعلام شده و هم در تأسیسات اعلامنشده فراهم میآورد.
– ایران ملزم خواهد بود به آژانس دسترسیهای لازم برای تحقیق درباره تأسیسات مشکوک این کشور یا تحقیق درباره ادعاهای وجود تأسیسات غنیسازی پنهان، تأسیسات تبدیل (اورانیوم)، تأسیسات تولید سانتریفیوژ یا تأسیسات تولید کیک زرد در هر نقطه از آن کشور فراهم کند.
– ایران موافقت کرده کد اصلاحی 3.1 که مستلزم اطلاعرسانی زودهنگام درباره ساخت تأسیسات جدید است را اجرا کند.
– ایران اقدام به اجرای مجموعهای مورد توافق از اقدامات برای پرداختن به نگرانیهای آژانس بینالملل انرژی اتمی درباره جنبههای نظامی احتمالی برنامه هستهای خود خواهد کرد.
رآکتورها و بازفرآوری
– ایران موافقت کرده رآکتور تحقیقاتی آب سنگین در اراک را بر اساس طراحی مورد توافق با 1+5، بازطراحی و بازسازی کند، به نحوی که دیگر پلوتونیوم سطح تسلیحاتی تولید نکرده و تحقیقات و تولید رادیو ایزوتوپ را امکانپذیر کند.
– هسته اصلی رآکتور که میتوانست مقادیر قابل توجه پلوتونیوم سطح تسلیحاتی تولید کند، نابود شده یا از کشور خارج میشود.
– ایران در طول عمر رآکتور، تمام سوخت مصرفشده رآکتور را به خارج از کشور منتقل میکند.
– ایران به صورت نامحدود، متعهد شده است که دست به بازفرآوری یا تحقیق و توسعه بازفرآوری بر سوخت هستهای مصرفشده، انجام ندهد.
– ایران به مدت 15 سال، فراتر از نیازهای رآکتور اصلاحشده اراک، آب سنگین انباشت نکرده و تمامی آب سنگین باقی مانده را در بازارهای بینالمللی به فروش میرساند.
– ایران به مدت 15 سال، هیچ رآکتور آب سنگین دیگری نمیسازد.
تحریمها
– ایران در صورتی که به صورتی قابل راستیآزمایی به تعهدات خود پایبند باشد، تخفیف تحریمی دریافت خواهد کرد.
– آمریکا و اتحادیه اروپا زمانیکه آژانس تائید کند ایران تمام گامهای کلیدی مرتبط با هستهای را برداشته، تحریمهای مرتبط با هستهای را تعلیق خواهند کرد. در هر زمان که ایران به تعهدات خود عمل نکند، این تحریمها فورا به جای خود باز میگردند.
– معماری تحریمهای مرتبط با هستهای ایالات متحده در بخش اعظم دوره توافق حفظ شده و امکان بازگشت فوری آنها درصورت بروز مورد جدی عدم-کارایی را فراهم میکند.
– تمامی قطعنامههای پیشین شورای امنیت سازمان ملل مرتبط با مسئله هستهای ایران همزمان با تکمیل اقدامات مرتبط با هستهای که نگرانیهای کلیدی (غنیسازی، فردو، اراک، ابعاد احتمالی نظامی و شفافیت) را پاسخ دهد، برداشته میشود.
– با این حال، مجوزهای اصلی در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل (آنهایی که مربوط به انتقال فعالیتها و فناوریهای حساس است)، با یک قطعنامههای جدید شورای امنیت سازمان ملل که برنامه اقدام مشترک جامع را تائید میکند، بار دیگر برقرار میشوند. این (قطعنامه) همچنین کانال اکتساب فوقالذکر را ایجاد میکند، که یک تمهید شفافسازی کلیدی به شمار میآید. در این قطعنامه، محدودیتهای مهم بر تسلیحات متعارف و موشکهای بالستیک و همچنین مجوزهایی که اجازه بازرسی محمولهها و بلوکه داراییها را میدهد، وجود خواهد داشت.
– یک روند حل مناقشه تعریف میشود که تمامی طرفهای برنامه اقدام مشترک جامع را قادر میسازد برای حل اختلاف نظرها در مورد اجرای برنامه اقدام مشترک جامع، تلاش کنند.
– در صورتی که یک مسئله عدم-کارایی قابل توجه را نتوان از طریق آن روند حل کرد، آنوقت تمامی تحریمهای پیشین سازمان ملل میتوانند بار دیگر اعمال شوند.
– ذیل توافق، تحریمهای ایالات متحده مرتبط با مسئله تروریسم، نقض حقوق بشر و موشکهای بالستیک پابرجا خواهند بود.
زمابندی
– به مدت 10 سال، ایران ظرفیت غنیسازی و تحقیق و توسعه خود را محدود میکند، که این امر زمان گریز دستکم یک ساله را تضمین میکند. فراتر از آن، ایران به طرحهای غنیسازی بلندمدت و تحقیق و توسعه غنیسازی که با 1+5 به اشتراک گذاشته شده، مقید خواهد بود.
– به مدت 15 سال، ایران عناصر اضافی برنامه خود را محدود خواهد کرد. به عنوان نمونه، ایران تأسیسات غنیسازی جدید یا رآکتورهای آب سنگین نساخته و ذخایر اورانیوم غنیشده خود را محدود کرده و فرآیندهای پیشرفته شفافیت را میپذیرد.
– تمهیدات مهم بازرسی و شفافسازی پس از 15 سال نیز ادامه خواهد داشت. پایبندی ایران به پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی انمی، از جمله دسترسی قابل توجه و تعهدات شفافسازی، دائمی خواهد بود. بازرسیهای قدرتمند زنجیره تأمین اورانیوم ایران برای دستکم 25 سال، ادامه خواهد داشت.
– حتی پس از دوره سختترین محدودیتهای برنامه هستهای ایران، ایران همچنان عضوی از پیمان منع گسترش هستهای است، که ایران را از توسعه و دستیابی به تسلیحات هستهای منع کرده و اعمال پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر این برنامه را ضروری میکند.


نبرد حق و باطل را پایانی نیست ... هنوز از حنجره زمان صدای هَل مِن ناصر یَنصُرنی امام عصر(ارواحنا فداه) به گوش می رسد ... بچه های خاکریز؛ خاکریزهای مبارزان راه حقیقت همیشه برپاست...